خنده هایی که بر لب ها خشکید/ مسئولان خرمدره سکوت کرده اند
زنجان - خبرگزاری مهر: سالن سه هزار نفری شهر خرم دره عصر پنجشنبه در حالی شاهد شادی کودکان بود که این خنده آخرین خنده های مهدی و نگار و بهاره بود تا بار دیگر ثابت شود که هنوز مسئولان در زنجان توانایی برگزاری یک برنامه بدون حاشیه را ندارند.
به گزارش خبرنگار مهر، کودکان خرمدره ای بعد از یک هفته انتظار خود را آماده حضور در برنامه "خاله شادونه" کردند، خاله شادونه در سالنی که تنها گنجایش سه هزار نفر را داشت ولی بیش از پنج هزار نفر را در خود گنجانده بود، حاضر شده بود. هوای گرم و خفه داخل سالن همه را آزار می داد ولی برای تنها چند لحظه خنده در سالن به زور کنار هم نشسته بودند تا برنامه اجراشود.

بالاخره خاله شادونه برنامه را اجرا کرد و در بلندگوی سالن به بچه ها دستور داد تا به پیش مادرشون بروند بدون اینکه در سالن نظمی باشد یا کسی خیل عظیم بچه ها را کنترل بکند بچه ها فارغ از همه چیز به سوی درب کوچک خروجی دویدند و مادران نیز به سوی بچه های خود و این کلید وقوع حادثه تلخ "برنامه خاله شادونه" بود.
خانم سکینه محمدپور مادر عسل محمدلو در خصوص حادثه برنامه "خاله شادونه" گفت: از تقریبا هشت تا هفت روز مانده به برگزاری برنامه "خاله شادونه" بنرهای تبلیغاتی در سطح شهر خرمدره نصب شده بود تا برای برگزاری برنامه بلیت تهیه شود.
وی ادامه داد: ساعت 5 روز پنج شنبه قرار بود برنامه جشنی با حضور"خاله شادونه" برگزار شود و مسئولان برگزارکننده برنامه اعلام کرده بودند یک ساعت قبل باید در محل حاضر شویم برای همین زودتر در محل حاضر شدیم.
خانم محمدپور با بیان اینکه مسئولان برگزار کننده برنامه بچه ها را از مادرشان جدا می کردند و مانع از حضور مادران در کنار فرزندانشان در سالن می شدند، افزود: من به هر صورتی شده بود توانستم با فرزند خودم پس از چند دقیقه معطلی وارد سالن شوم و در محیط بسیار نامطلوب سالن باشم و افسوس می خوردم که چرا باید بچه ها در چنین محیطی شاهد برگزاری برنامه باشند.
مادر عسل محمدلو افزود: وقتی برنامه تمام شد مسئولان برگزار کننده به جای اینکه بچه ها را به صورت مرتب از در خروجی به بیرون هدایت کنند به بچه ها گفتند "بروید پیش مادرهاتون" که در این لحظه بچه ها به سوی در خروجی هجوم آوردند و من که دخترم در بغلم بود با پشت از چهار پله به زمین افتادم.
وی با بیان اینکه ما جزو اولین افرادی بودیم که از سالن خارج شدیم، افزود: با فشار جمعیت از چهار تا پله با پشت به زمین افتادم و بچه ام را در بغلم نگه داشتم و چندین نفر از خانمها نیز روی من و فرزندم افتادند. داشتیم خفه می شدیم و 15 دقیقه اینگونه گذشت تا اینکه به کمک ما آمدند و فرزند من که بیهوش شده بود توسط یک پرستار تنفس مصنوعی داده شد.

وی در ادامه از عدم توجه مسئولان به شکایت آسیب دیدگان حادثه اشاره کرد و گفت: متاسفانه مسئولان شهرستان خرمدره به شکایت آسیب دیدگان از حادثه ترتیب اثر نمی دهند و به نوعی شاکیان را سر می دوانند.
نبود نظم و عدم توجه برگزارکنندگان مراسم به وضعیت حاکم بر سالن و ازدحام جمعیت و نبود هیچ نوع کنترل موجب شد تا حادثه ای که نباید اتفاق می افتاد، صورت بگیرد و کودکان معصوم زیر دست و پا بمانند و کشته شوند.

تاملی اندک بر روند برگزاری برنامه "خاله شادونه" نشان دهنده ضعف در روند برگزاری این برنامه است و لزوم برخورد با خاطیان را نشان می دهد.
تقاضای بخشش از خانواده قربانیان
جعفر گلمحمدی با اشاره به اینکه یکی از کارکنان عوامل اجرایی این برنامه با قرار قانونی در بازداشت به سر میبرد گفت: یکی از کارشناسان دادگستری استان نیز به محل اعزام شده است تا این حادثه مورد بررسی قرار گیرد. وی با اشاره به شکایت خانواده قربانیان گفت: دادستان خرمدره نیز بهعنوان مدعیالعموم دستور رسیدگی و تحقیق در مورد پرونده را صادر کرده است.
رئیسکل دادگستری استان زنجان با اشاره به اینکه دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان خرمدره از همان دقایق اولیه بروز حادثه وارد عمل شده است، افزود: تحقیقات درخصوص این پرونده ادامه دارد.
موضوع : غم انگیز


بقیهء عکس های نمایشگاه گل و گیاه رو تو پست بعدی میزارم.
بقیه عکسها و مطالب رو اینجا ببینید...
موضوع : یادداشتهای روزانه + عکس
مادرم
ای فرشتهء مهربانم، عاشقانه دوستت دارم.
بقیه عکسها و مطالب رو اینجا ببینید...
موضوع : مناسبت ها
امروز ١٧/٢/٩١، دخترم وارد اولین روز از بیست و دومین ماه زندگیش شده. تا ١٦ مرداد فقط ٣ ماه دیگه مونده که دخترم ٢ ساله بشه.
دختر قشنگم، شروع ![]()
ماهگیت مبارک.
دختر زیباروی من، برای یافتن نام زیبایت تمام نامها را جستجو کردیم، تمام نامها را بر زبان آوردیم و در نهایت زیباترین نامی که در نظرمان خوش آهنگ و نیکو آمد اسم زیبای
صدف
بود. اکنون با شنیدن اسم قشنگت،نام نامه ای از خوبی ها و احساسات قشنگ در قلبمان جاری می شود. با گفتن هر
صدف
قلبمان سرشار از عشق می شود و روزی هزار بار چهرهء زیبایت را پیش روی خود تصور میکنیم. و تو ای دختر نیک سرشت و زیبا روی من، نامت نیک، رویت نیکو و آینده ات نیکوتر و آفریدگار هستی نگاهبانت باد.
دختر تابستانی من، دوستت داریم. 
موضوع : یادداشتهای روزانه














